عبد الرضا سالار بهزادى
143
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
حقيقت ساده بسته است كه در آن هنگام بلوچستان در مالكيت دولت ايران نبود تا قسمتى از آن مجزا شده باشد و تمام ادعاى دولتمردان وطنپرست ايرانى در مورد تعلق بلوچستان تا رود سند به ايران از عباس ميرزا نايب السلطنه گرفته تا ميرزا تقى خان امير نظام و تا ابراهيم خان سعد الدوله - كه سعى داشت اين ادعا را تحقق بخشد - همه ناشى از تعصب ايرانپرستى آنها و تنها متكى به دلايل تاريخى بود كه در زمان مرگ عباس ميرزا حدود يكصد سال و به هنگام تشكيل كميسيون مرزى قريب يكصد و چهل سال از آن - يعنى از آخرين تاريخ حاكميت ايران بر آن مناطق - مىگذشت . در خلال اين يكصد و سى يا چهل سال چند صباحى نيز اين مناطق تحت حاكميت شاهان درّانى افغانستان درآمده بودند كه هرچند حقانيت حكومت مستقل افغانستان و شاهان درّانى را تعصب وطنپرستان ايرانى انكار نمايد ، امّا بههرحال واقعيتى تاريخى و غيرقابل تغيير بودهاند ؛ و يا با برافتادن صفويه همهء اين مناطق و قسمت عمدهء خاك ايران تا اصفهان و قزوين تحت تصرف سرداران غلجائى قندهار درآمدند كه با منطق سابقهء تاريخى و منقطع تصرف و حكومت ، آيا مورخ افغانستانى نيز مىتوانست ادعاهايى مشابه عنوان كند ؟ ژنرال گلد اسميد در سال 1872 / 1289 به اتفاق ماژور ژنرال ( سرتيپ ) سر ريچارد پولاك ( Maj . Gen . Sir R . Pollock ) به عنوان حكم انگليسى براى رفع اختلاف مرزى ايران و افغانستان كه در اين زمان پس از مرگ امير دوستمحمد خان تحت امارت فرزند وى امير شير على خان بود روانهء سيستان شد . در اين كميسيون نيز كميسر ايران همان ميرزا معصوم خان انصارى بود و در اين سفر كدورتهاى سفر بلوچستان بين ژنرال انگليسى و كميسر ايران تشديد شده و پس از آنكه گلد اسميد شكايت بلندبالايى از نحوهء رفتار ميرزا معصوم خان به فرمانفرماى هندوستان فرستاد ، طرفين با رنجش و دلخورى از يكديگر جدا شده ، از راههاى جداگانه به تهران بازگشتند . گلد اسميد رأى حكميت خود را در نوزدهم اوت 1872 تقديم نمود و بيست و پنجم اوت همراه ژنرال پولاك عازم لندن شد . رأى حكميت گلد اسميد در مورد سيستان ، « سيستان اصلى » ( Proper Sistan ) را حق دولت ايران و سيستان شمالى يعنى از هامون هيرمند به طرف شمال شرقى شامل لاش و جوين را متعلق به افغانستان دانست . اين رأى مورد اعتراض شديد هردو طرف ايران و افغانستان واقع شده و طرفين شكايت به وزير امور خارجهء انگليس بردند و سرانجام در سال 1873 هنگامى كه ناصر الدين شاه در لندن بود دولت انگليس موافقت وى را با رأى حكميت جلب كرد . 264 در بين اسناد ارائه شده توسط استاد ابراهيم صفايى در يكصد سند تاريخى دوران قاجاريه نامهاى بدون تاريخ از ميرزا حسين خان سپهسالار صدراعظم وقت خطاب به ناصر الدين شاه موجود است و از مطالب آنچنين برمىآيد كه مربوط به همان ايّام مذاكرات در مورد رفع اختلاف با افغانستان در خصوص سيستان مىباشد . سپهسالار در گزارش خود مىنويسد : « . . . در ملاقات اخير شارژ دافر انگليس گفتم مقدمهء سيستان به وجه من الوجوه مشابهت به مقدمهء